تولد...

 .

.

.

 برای روز میلاد تن من 

 نمیخوام پیرهن شادی بپوشی

به رسم عادت دیرینه حتی

برايم جام سر مستی بنوشی

 برای روز میلادم اگر تو 

به فکر هدیه ای ارزنده هستی


 منو با خود ببر تا اوج خواستن

بگو با من که با من زنده هستی 

 که من بی تو نه آغازم نه پایان

تویی آواز روز بودن من


نگذار پایان این احساس شیرین

بشه بی تو غم فرسودن من....

    

*۰..۰*
 

 غافلگیری های پیاپی در شب تولد دوست داشتی است...
 ساعت 00:25 بامداد...جشن و تبريک های  قبل آن , بعد از آن ...
و اما...

 میخواهم امروز را جشن بگیرم!! نه بخاطر آذر 65، بلکه بخاطر 25 آذر 1386!! امروز روز تولد من است!

امروز فهمیدم دوست داشتن بسته ای۸۱۰ گرمی است!

دوست دارم به اندازه ۸۱۰ + ۱ گرم!


از همه ممنونم!
 

    پيام هاي ديگران ()