امتحانات و انتخابات !
*
*
*

کاریکاتور از وحید نیک گو
پس از انتخابات 22 خرداد که با حماسه ی حضور خیلی میلیونی و دشمن شکن مردم همراه شد من قرار بود چند روز بعدش امتحان " مکانیک سنگ " بدم.
امتحان شروع شد و من از روی نفر کناریم که از دانشجوهای درسخون رشته ی ما بود جواب سوالارو میدیدم و مینوشتم .
پیش بینی همه ی بچه های کلاس از امتحان این بود که نفر کناری من بالاترین نمره ی کلاس میشه و بقیه بترتیب نمره قبولی میگیرن.
استاد قبل از اینکه امتحان تموم بشه گفت : موبایلم خاموشه و تازه اگه روشن باشه جواب اعتراضات پس از امتحان رو نمیدم!
ما تو دلمون گفتیم مگه چه اتفاقی قراره بیوفته که استاد از الان پیش بینی اعتراضات رو کرده !
هفته ی بعد چشمتون روز بد نبینه که نمره ها اومد !
من ...9/5 !!
و همه ی کلاس حتی اون دانشجو های تنبل که گزارش کار و ترجمه و کار با نرم افزار رو که مجموعآ 4 نمره اضافی داشت تحویل نداده بودن و من تحویل داده بودم نمره ی قبولی گرفته بودن!
من عصبانی شدم!
اعتراض نوشتم رو سایت دانشگاه ...
مسیر انقلاب تا آزادی رو پیاده رفتم...
شبها الله اکبر میگفتم رو پشت بوم...
ساعت 9 شب هم اتو و ماکروفر رو هم همزمان تو برق میزدم !
به استاد زنگ زدم...
گفتم استاد من شدم نه و نیم ! شواهد نشون میداد که من قبول میشم !
روم نمیشد به استاد بگم از رو همون شاگرد زرنگه نوشتم !
استاد گفت اما برگه رو که صحیح کردم تو افتضاح نوشته بودی !!!
گفتم استاد برگمونو یه بار دیگه جلو روی خودمون صحیح کنید !
استاد گفت : در مسیر قانون حرکت کنید ! قانون پیش بینی نکرده من برگه ی شما رو در حضور شما تصحیح کنم!
گفتم استاد من که این قانون رو ننوشتم!
استاد گفت چنانچه این روند رو قبول نداشتین اصلآ واسه چی تو امتحان شرکت کردین!؟!!؟!
و استاد متوجه نمیشد که اگه قرار نبود از طریق امتحان دادن و پاس کردن این درس پیشرفت کنم پس از چه طریقی این امر ممکن بود!
خلاصه...
به مدیر گروه گفتیم بهش بگه اگه میشه برگه رومجددآ استاد یه بار دیگه ببینه...
چند روز بعد زنگ زدم به استاد برای اینکه از جریان تصحیح مجدد نمره باخبر بشم اما اون در کمال ناباوری گفت : در تصحیح مجدد برگه ی شما "نه و نیم" نشدی ! بلکه شدی" سه" ! و من بهت "نه و نیم "دادم ! استاد بهم تذکر هم داد که اعتراضات رو به کف خیابونها نکشم...
بعد این قضیه من کلی اظهار ناراحتی کردم پیش مدیر گروه از این سبک نمره دادن ها...
سه روز قبل قرار بود برای امضای نامه ی کارآموزیم برم پیش مدیر گروه ...
استاد محترم رو در راهرو دیدم ! استاد بهم یادآوری کرد که 5 واحد دیگه درس با ایشون دارم و بهم گفت که شنیده من اعتراضاتی خطاب به مدیرگروه نسبت به نمره ها داشتم ! و از من خواست صحبتهایی که پیش مدیر گروه کردم رو همونجا تکذیب کنم.
منم یه کم خوب که فکر کردم به این شجاعت دست پیدا کردم و رفتم تو اتاق مدیر گروه و در حضور استاد گفتم : من برگه ی امتحانی رو خوب ننوشته بودم ... هرچند فکر نمیکردم سه شده باشم اما باید عرض کنم که استاد محبتی داشت و "نه و نیم " به من دادند.من در ادامه با صدای رساتری در حضور استاد ، خطاب به مدیر گروه گفتم که دانشجوهای ترم بالایی من رو تحریک کردند که به استاد فشار بیارم و اون رو ظالم جلوه بدم!
استاد جدای از نمره دادن عادلانه ، خیلی خوب هم درس میدهند ، تازه زمانیکه شروع میکنه به درس دادن ، یه هاله ی از نور ایشون رو در بر میگیره بطوریکه هیچیک از دانشجوها پلک نمیزنند و استاد هم خودش این رو احساس میکنه و من اینهایی که گفتم را غلو نمیکنم ها ! انگار یه دستی این دانشجوها رو نشونده اونجا.و از استاد هم عذرخواهی کردم که قلب مبارکش رو به درد آورده بودم.
خلاصه که اینجوریاست !
و با افتخار اتاق مدیر گروه را ترک کردم و فکر کردم به تحولی عظیم که در من در عرض چند دقیقه بدون دسترسی به برگه امتحانیم و ... ایجاد شده بود!
من قرار شد مثل ابطحی در وبلاگم این مسائل رو توضیح بدم تا همه بدونن که هیچگونه فشاری در کار نبوده .
پ.ن : قسمت اعظمی از ماجرای فوق واقعیست!
مناظره ی خدا و یک بنده خدا !
در راستای تاثیرات عمیق روحی که با دیدن اعترافات ابطحی کسب کردم، بنده هم یه دفعه متحول شدم و به این شجاعت دست پیدا کردم که برخی متن ها رو پاک کنم !!

...
"کامنت خصوصی نگذارید زیرا نتنها خوانده نمیشود بلکه پاسخ هم داده نمیشود!با تشکر"
شناسایی خس و خاشاک...
*
*
*
از آنجایی که سایت گرداب متعلق به سپاه اقدامی خیر خواهانه برای شناسایی عوامل اغتشاشگر کرده و از ملت غیور درخواست کرده که عکس از اعتشاشگران بفرستند لذا من هم تعدای از عکسها را در اختیار این برادران قرار میدهم تا با آنها برخورد قاطع صورت بگیرد تا بدانند این انقلاب را از سر راه نیاورده ایم که هرکسی به آن تعرضی کند و دشمن بداند که ملت ما یکپارچه است و با این اختلافات درون خانوادگی وحدتش سست نمیشود!
عکس شماره یک
این عکس مربوط به خانمی کهنسال است و از آنجا که در لباسش رگه هایی از رنگ سبز مخملی دیده شده و عوامل استکبار تصویری از عامل براندازی نرم را به دستانش داده اند ، از چهره اش پیداست که تعدای از سطل زباله ها را به آتش کشیده و در حال متواری شدن است.
عکس شماره دو

این تصویر مربوط به اوباشی جوان است که خود را به نابینایی زده و در عکس پیداست که چماقی نیز در دست دارد.
عکس شماره سه

حقیقتش من تعدای خانم مشاهده نموده بودم که شبیه به هیلاری داف بودند ! فقط بمنطور اینکه به وظیفه ی شرعی خودم عمل نموده باشم این عکس را جهت تنویر افکار عمومی و ارائه ی سرنخ عرضه میکنم.
عکس شماره ...(شماره ندارد!)

این عکس مربوط به خانمیست که خودش را به کشتن زد تا رسانه های بیگانه در مورد مهرورزی ما لجن پراکنی کنند.
عکس شماره چهار

این خانم شهید رجایی است که بارها حمایت خود را از خاتمی و موسوی اعلام کرده بود و به قم هم جهت دیدار با مراجع سفرهایی داشته و سفر کردن بیمورد نشانه ای از اصلاح نکردن الگوی مصرف و لذا اغتشاش است.
عکس شماره پنج

این عکس اراذلی است که خود را به ترکیدن زده ! و این کار را با همکاری رسانه های ضد انقلاب انجام داده.
عکس شماره شش

این خانم فرناز قاضی زاده است که در شبکه ی بی بی سی با خواندن اخبار مربوط به ایران مردم را تحریک و تهییج به اغتشاش کرد.
عکس شماره هفت

این عکس عامل اصلی اغتشاشات اخیر است که با امریکا گره خورده و سعی در براندازی نرم داشت . او بعد از اینکه معجزه ی الهی درمورد تا نخوردن برگه های رای و نداشتن رای باطله در شمارش 35 میلیون رای و مشارکت بیش از 100 % در بیش از نیمی از حوزه ها را دیده باز هم سعی کرد با هماهنگی های از پیش انجام شده اعتراضات را به کف خیابانها بکشد.
عکس شماره هشت
در این عکس آقایی زیر موتور این برادر غیور رفته و سعی در پنچر کردن موتور و آتش زدن بانک دارد و اگر به عکس توجه شود مشاهده میکنید که دو برادر غیور دیگر از او باتوم و لانچیکو گرفته اند!
عکس شماره نه

این عکس را خودم گرفتم و شهادت میدهم که این آقا با پا به در منزل افراد لگد میزد و پا به فرار میگذاشت!
عکس شماره ده

در این عکس تعدای از اراذل و اوباش در لباس تیم ملی با مچبند های سبز بازی کردند که ماموران گمنام امام زمان بین دو نیمه پی به نیت سوء این افراد برده و مچ بندها را از دستشان خارج کردند و بعد از دو نیمه هم خود بازیکنان را برای همیشه از تیم ملی خارج کردند!
عکس شماره یازده

از آنجایی که چیزم یعنی دماغم سوخت وقتی نتوانستم این خانم را شناسایی کنم خواهشمندم که عکس هاله ی قرمز گرفته را شناسایی کنید.غلو نمیکنم ها !
عکس شماره دوازده

در این عکس فردی مشاهده میشود که پس از برخورد صورتش بطور اتفاقی با جسم سخت به این وضعیت دچار شده و البته از آنجاییکه در نهایت این اقدام موجب تحریک افکار عمومی و تشویش اذهان و البته دادن سوژه به رسانه های ضد انقلاب و دشمنان قسم خورده شد لذا این فرد برای شناسایی و اعتراف به آموزش براندازی نرم در کشورهای حوزه ی خلیج فارس معرفی می شود.
عکس شماره سیزده

در این تصویر، پدر گمراه و خائن و مزدور کودک ، او را پوشک نکرده تا در خیابانها ایجاد اختلال و اختلاف و تفرقه کند و دستاوردهای دولت نهم را زیر سوال ببرد .
عکس شماره چهارده :

بدون شرح !
نقد شعر...!
*
*
*
( لازم بذکر است که عکس تزئینی است ! خودم با فتوشاپ درستش کردم ! )

در راستای اهمیت موسیقی و اینکه خبر درگذشت مایکل جکسون بالاخره خبر انتخابات ایران (کودتا) را از صدر اخبار رسانه ها به پایین کشید این پست به نقد موسیقی و ارتباط آن با انقلاب مخملین پرداخته شده!
نقد شعر "نیناش ناش" از ..(اسمشو بلد نیستم..!)
آقایون خانوما یکیتون به من سریع بگه که این خانومه که با ما جوره
یه کمکی از ما دوره / موهاش طلایی و صاف و بوره / من عاشقشم و قبوله؟
آره آره آره قبوله
در این بیت آغازین ،عوامل استکبار بطور نامحسوس روابطشون با خانم لیونی (وزیر خارجه اسرائیل)رو که خصوصیت ظاهریش رو فقط بیان میکنن دارن برای تمامی خس و خاشاک و منافقین و اراذل اوباش و کلیه ی دشمنان قسم خورده ی انقلاب اسلامی شرح میدن و با کلمه ی قبوله دارن سعی میکنن هماهنگی را برای براندازی نرم بوجود آورند.
وااای / همونی که خیلی نایسه / عمرا سرکوچه وایسه / راه میره آسه آسه
بگو ببینم قبوله ؟
وااای وااای قبوله
در این قسمت ملعونها تلاش دارند اراذل و خس و خاشاک و منافقین و مخالفین وکلیه دشمنان قسم خورده رو برای رفتن و سر کوچه و ایستادن با بکار بردن افعال معکوس تشویق کنند در حقیقت میخواهند با این اقدام به قانون پشت کرده و اعتراضات را کف خیابانها بکشند.
وای خاک عالم دیدی / چشاشو دیدی و پسندیدی / دیدی به تو گفتم که چقد
رنگ چشاش توپه / خوشگل و با تیریپه / سوژه واسه ی کلیپه / عطر تنش کشته منو / ادکلنش جوپه
در اینجا دارد به نوعی وعده ی سر خرمن میدهد!با گفتن کلمات خوشگل و با تریپه میخواهد جوانان گمراه و مردان فاسد و زنان سگ باز را بقول خانم رجبی همسر لایق آقای الهام(یغفر الله ذنوبه...!) همراه خود کند.
ای وای که چشاش مانکنو کشتش // قربونش برم که فقط با خودم میگذره خوش بهش
ناخونای مصنوعیشم اصله / بدجوری به دل من وصله
این بیت با زیرکی خاصی به دولت توهین میکند و ناخن را جایگزین کلمه ی مدرک تحصیلی کرده و با این اقدام میخواهد وزیر سابق کشور که دارای کاغذ پاره ای از آکسفورد بوده و البته با خدا معامله کرد به قول رییس جمهور دولت نهم و استیضاح شد را مورد توهین قرار دهد.
با اون قیافه خوب زیباش ناش / حالا بدو بکن نیناش ناش
چی شده ؟/ کسی نیگا نیگا کرده تو رو / برم بکنم ادبش /دکتره / برم دم مطبش / قلدره / بزنم تو دهنش
در این قسمت باز هم ترویجی برای خشونت و درگیری در شعر دیده میشود با کلماتی چون "برم بکنم ادبش" و "بزنم تو دهنش" و "دولت کودتا استعفا استعفا "و ... (هرچند در این بیت مستقیم اشاره نشده به این آخریش) سعی در ایجاد اغتشاش و درگیری به بهانه های واهی دارند.
هاا بزن زنگو / بگو ببینم خانوم میشناسی ارژنگو / بین غذاها چطور دوست داری خرچنگو / آخ میخوام فقط واسه من بپوشی....(بووووووووووق!)
این قسمت پیامی جز ... برای فاسدین ندارد!
پول ماشینو / دوتا خونه دراندشتو / پول چکای بی برگشتو بدم و بزنی تو رگ و یه آب روش / به من تو می کنی یه بار گوش ؟ / آقا یه بار بوش زنگ و زد و گفت این خانومه که خیلی دلبره / از جنیفر لوپزه ما بهتره نیناش ناشم بلده؟!!
در این قسمت که اشاره ی عمده ای به آقازاده ها و پول و ماشین بی ام و 120 میلیونی و چکهای بی برگشت و وام های میلیاردی و قرارداد استات اویل و پسر هاشمی و خونه ی درندشت آقای ناطق نوری داره و اشاره ی اکیدی دارد مبنی بر اینکه بزنید تو رگ و یه آب روش! و این ترغیب به مفاسد اقتصادیست و جنبه ی تشویقی هم دارد زیرا اشاره دارد این پولها بادآورده است و بزنید و حالش را ببرید!
در شعر و مخصوصآ در این قسمت دوم بیت اینبار به نکته ی اصلی که ارتباط با استکبار جنایتکار است مستقیمآ و بی پرده اشاره شده و نام کثیف "بوش "را در اینجا زمزمه کرده و در انتها هم به هنرمند غربی اشاره کرده و خواستار همراهی هنرمندان شده که متاسفانه تعدادی از کارگردانان (محملباف،مجیدی،جلیلی،تبریزی،قبادی)و بازیگران فاسد و خوانندگان غربزده که درگذشته ی نچندان دور با صدای نجس خود ربنای ماه رمضان را میخواندند در داخل تحت تاثیر این اقدام از میرحسین موسوی یا کروبی حمایت کردند!
بیا پیش ما بشین و پادشاه این منطقه خواستت / تو یه ملکه فوق العاده ای میگیرم دنیا رو واست!
در این قسمت دقیقآ اشاره به این دارد که آقای هاشمی به پادشاه عربستان گفته بود دولت کریمه را سرنگون میکند و میگوید اگه با ما باشین با پادشاهان همنشین میشوید که بفضل الهی با مشارکت 130 یا 140 درصدی در بیش از نیمی از حوزه های رای گیری این آرزو را با خودشون به گور بردند!
آقایون خانوما یکیتون به من زودی بگه که این دخیه که تنگه مانتوش / صورتیه رنگ پالتوش / چجوریه رقص تونگوش ؟
در این قسمت از شعر منظور ،ستاد دختران فیروزه ای است و آتعداد کثیری مانتو که خانم فائژه هاشمی (یکی از آقازاده ها!)برای تبلیغ و آغازی برای انقلاب مخملین سفارش داده بود را مورد اشاره قرار میدهد.همانطور که مشخص است به مانتوی تنگ که اشاعه ی فحشا را ممکن میسازد اشاره دارد و از طرفی شاعر با زیرکی خاصی به جای رنگ سبز از رنگ صورتی استفاده کرده که تابلو بازی نشه!کور خونده اما!
در انتها یادآور میشوم که انشا الله و بفضل الهی تمامی این عوامل فساد و فحشا و آموزش دیدگان انقلاب مخملین سریعآ و مجبورآ اعتراف کنند که در کشور های خارجی آموزش براندازی را میدیدند.
------------------------------------------------
امروز در صفحه ی شبنامه روزنامه اعتماد ملی مطلبی شبیه به این پست که در تاریخ سیزده تیر(یک روز قبل از چاپ روزنامه) قرار داده ام مشاهده کردم . عنوان این مطلب صرفآ به این دلیل بود که دوستانی که مثل حقیر خواننده ی اعتماد ملی هستند و از طرفی همیشه محبت میکنند و بچه های آسمان را میخوانند شبهه ای در جهت اینکه مطالب بلاگ من کپی شده از جایی باشد ایجاد نشود.

